الشيخ محمد تقي بهجت
420
جامع المسائل ( فارسي )
جراحت جائفه ( به درون رسيده ) 3 - در جراحت جائفه كه به جوف ( به نحو آينده ) مىرسد از هر جهتى باشد و در هر جائى از بدن باشد غير از سر كه در دامغه گذشت ديه آن ثلث ديهء نفس است ، و اين جرح ، خارج از شجاج كه مختص به سر و روى است مىباشد اگر چه فى الجمله اشتراك در ديه دارند . جرح در موضعى كه خودش مستقلًا ديه داشت اگر جرح كرد در موضعى كه خودش مستقلًا ديه داشت پس شكافت موضع را تا آن كه به جوف رسيد ، اكتفاى به ديه جائفه محل تأمل است ؛ و اگر از دو نفر باشد دو ديه دارد بنا بر اظهر . داخل كرن كارد در محل اجافه توسط ديگرى اگر يكى اجافه كرد بر او است ديهء جائفه ؛ و اگر ديگرى داخل كرد كارد را در داخل همان جرح بدون زيادتى ، بر او جز تعزير ايذاء نيست ؛ و اگر توسعه همان جراحت داد در باطن يا ظاهر ، در آن حكومت است ؛ و اگر توسعه در ظاهر و باطن داد و مفصول كرد جزء موصول را ، جائفهء ديگرى است و ديهء ديگر بر آن ديگرى است . و اگر از طرفى توسعه در ظاهر و از طرفى توسعه در باطن داد ، پس موارد آن مختلف است ، و با صدق جائفه ديه دارد ، و با عدم صدق آن ، حكومت در آن است . و در زياد كردن همان جراحت جائفه با وحدت جارح و زائد و تعدد آنها تأمل است در صدق جائفهء ديگر و ثبوت ديه ، و عدم صدق و ثبوت ارش ، لكن با تعدد جانى اظهر تعدد است . ايضاح توسط يكى و اجافه توسط ديگرى و اگر در محل واحد يكى ايضاح كرد و ديگرى اجافه ، اظهر تعدد ديه و عدم تداخل است . فرو كردن كارد در اعضاى باطنهء ظاهر شده اگر بعضى از اعضاى باطنه مثل كبد ظاهر شد ، پس كارد در آن فرو كرد ، اظهر صدق جائفه و ثبوت ديهء آن است .